سخنرانی تبلیغاتی و انتخاباتی 2

تقلید از سخنوران مشهور

سخنرانی تبلیغاتی و انتخاباتی 2 – ازجملــه خطیبــان مشــهور جهــان شــخصی یونانــی بــه نــام سیســرون بــود.

می گوینــد: قبــل از ســخنوری ایــن فــرد نمی توانســت حتــی بــه همنوعــان خــود ســاده ترین مطالــب را برســاند و اگــر از کســی تقاضایــی داشــت بــرای بیــان آن دچــار مشــکل می شــد؛ امــا در یــک تحــول روحــی بــه تمریــن روی آورد و در بیابــان ســنگ ها را در کنار هم گذاشت و بــرای آن هــا ســخنرانی کــرد.

تــا اینکــه در کرامــات او گوینــد «ایــن شــخص چنــان مهــارت در ســخنرانی پیــدا کــرد کــه می توانســت ساعت ها سخنرانی کند اما از یک کلمه دو بار استفاده نکند».

«پرودیکــوس» از دیگر ســخنورانی اســت کــه در شــیوه بیــان و ســخن مخالــف اطنــاب و ایجــاز بــود و معتقــد بــه کلام به انــدازه بــود.

ســخنوران مشــهور تاریــخ آن چنــان در کار خــود مســلط بودنــد کــه بعضاً می توانســتند حقیقتــی را غیرحقیقــی جلــوه دهنــد و کهنــه ای را نــو قلمــداد نماینــد و نــوی را کهنــه. هرچنــد برخــی بــرای مجــاب کــردن حریــف خــود از شــیوه جــدل در ســخنوری اســتفاده می نمودنــد، امــا واقــع مطلــب ایــن اســت آشــنایی بــه رمــوز ســخنوری و شــیوه مجادلــه بــا حریفــان مســتلزم داشــتن اســتعداد کافــی و هنــر و آئیــن ســخنوری اســت.

ســخنرانی های تبلیغاتــی مبتنــی بــر واقعیــت، خــاص و قابــل اطمینــان هســتند.

سخنرانی تبلیغاتی و انتخاباتی 2 – تــا حــدودی تمــام کاندیداهــا تلاش می کننــد در قبــال شــرایط موجــود احســاس نارضایتــی بــه وجــود بیاورنــد تــا مخاطبــان را متقاعــد کننــد کــه لازم اســت ایــن شــرایط تغییــر کنــد و آن هــا هســتند کــه در عمــل می تواننــد ایــن کار را بکننــد. کاندیداهــا متن هایــی بــرای ســخنرانی می نویســند کــه بــه نقایــص و شکســت ها اشــاره دارد. وقتــی متــن یــک ســخنرانی تبلیغاتــی را می نویســید و آن را ایــراد می کنیــد، ایــن گام هــا را دنبــال کنیــد.

1. هــدف اصلــی ســخنرانی را مشــخص نماییــد. حتمــا قبــل از هــر ســخنرانی بــه  خودتــان بگوییــد هدفتــان از ایــن ســخنرانی چیســت؟ مثلاً در اینجــا می خواهــم یــک موضوعــی را بــه مــردم بگویــم کــه دانششــان زیــاد بشــود یــا می خواهــم اعتمــاد آن هــا نســبت بــه مــن بیشــتر شــود یــا می خواهــم کاری کنــم کــه مــردم تصمیــم بگیرنــد بــه مــن رأی بدهنــد. اول یــک هــدف اصلــی انتخــاب کنیــد بعــد زیــر هــدف را مشــخص نماییــد و ایــن هــدف بایــد مکتــوب باشــد تــا در تک تــک مراحــل طراحــی ســخنرانی و تمریــن ســخنرانی بــه هــدف نــگاه کنیــم و از آن دور نشــویم.

2. صحبــت را کوتــاه کنیــد. یادمــان باشــد در دنیــای فعلــی به گونــه ای اســت کــه مــردم بســیار بی حوصلــه هســتند، بــه خاطــر اتفاقاتــی کــه می افتــد و بــه خاطــر تکنولوژی هایــی کــه وجــود دارد، میــزان تمرکــز آن هــا خیلــی خیلــی پاییــن آمــده اســت. مسلماً اگــر صحبــت طولانــی باشــد، بــه صحبت هــای مــا گــوش نخواهنــد داد.

3. کلی گویــی نکنیــد. خیلی هــا کلی گویــی بیش ازحــد می کننــد؛ یعنــی مــا آخرسر نمی فهمیــم واقعاً ایــن اشــخاص چــه درخواســتی دارنــد یــا چــه پیشــنهادی دارنــد یــا چــه ایــده ای دارند. بایــد کلی گویــی را کنــار بگذاریــد و پیشــنهاد های بســیار بســیار دقیــق را مطــرح کنیــد کــه مخاطبــان و طرفــداران بداننــد کــه برنامــه شــما بــه چــه صــورت اســت.

4. خونســردی خودتــان را حفــظ کنیــد. در مقابــل خرابکاری هــا کــه امــری کاملاً طبیعــی اســت، خودتــان را کنتــرل کنیــد. احتمــال اینکــه رقبــای شــما یــا افــرادی دیگــر بــا ســروصدایی کــه بــه راه می اندازنــد، نقــد شــدیدی کــه دارنــد، قصــد بــه هــم زدن جلســه را داشــته باشــند. خونســردی خودتــان را حفــظ کنیــد و فکــر کنیــد کــه تــوی ایــن شــرایط چــه واکنشــی بهتریــن واکنــش اســت. ایــن واکنش ها در هرجایــی متفــاوت اســت مثلاً در جلســات انتخاباتــی یــک نــوع واکنــش نیــاز اســت، در جلســات رســمی نوعــی دیگــر از رفتــار بــکار مــی رود و زمانــی کــه یکــی از خبرنــگاران یــک ســؤال اعتراضــی می پرســد بایــد یک جــور دیگــر برخــورد کنیــد. چگونگــی پاســخ دادن واقعــی و درســت بــه ایــن اعتراض هــا و خرابکاری هــا، میــزان توانایــی و کار گشــتگی شــمارا نشــان خواهــد داد.

5. صحبــت خودتــان را در حیطــه ی اختیاراتتــان باشــد. هیــچ ســخنرانی بــدون تمریــن انجــام نمی شــود تمــام ســخنرانان بــزرگ دنیــا وقتــی یــک ســخنرانی معروفــی را داشــته اند، می گوینــد کــه چقــدر تمریــن کرده انــد. حتماً سخنرانی تان را تمریــن کنیــد. حداقــل تمریــن می توانــد تمریــن به تنهایــی باشــد. فــرض کنیــد مــردم نشســته اند و شــروع کنیــد بــه صحبــت کــردن و از اول تــا آخــر ســخنرانی خــود را به صــورت کاملاً واقعی و مرحله به مرحله،۱۰ تا ۱۵ بار تمریــن و اجــرا کنیــد. بــا ایــن کار یــک ســخنرانی بی نظیــر را خواهیــد داشــت.

امــا افــراد تنهــا بــر اســاس منطــق تصمیــم نمی گیریــد. دســتاویزهای احساســی باعــث می شــوند مخاطبــان بخواهنــد کاری را کــه شــما می گوییــد انجــام بدهنــد. دســتاویزهای احساســی، در ترکیــب بــا درخواســت ای مســتقیم تبلیغاتــی به گونــه ای شــگفت انگیز قــدرت ایجــاد می کنــد.

سخنرانی برای انتخاب یک کاندیدا

1. توضیح اینکه چرا کاندیدای شما واجد شرایط یک سمت خاص هست.

2. و جلب حمایت از او.

» تحریک و برانگیزندگی سخنرانی شما باید تا رأی دهی ادامه پیدا کند.

» وقتی متن یک سخنرانی را برای نامزد کردن آماده می کنید.

» اول، شرایط احراز سمت موردنظر را فهرست کنید.

» ســپس توضیــح دهیــد آمــوزش و آگاهــی کاندیــدای شــما چقــدر هــر یــک از ایــن شــرایط را بــرآورده می کنــد.

» تمــام گذشــته ی کاندیــدای خــود را مطــرح نکنیــد. در عــوض، مثال هایــی از ویژگی هــای مثبــت کاندیدایتــان را ارائــه دهیــد، ماننــد قضــاوت، وفــاداری، انــرژی و هوشــمندی.

» هر ویژگی شخصیتی را به یک وجه سِمت موردنظر مرتبط کنید.

» بــا اســتفاده ی مکــرر از نــام کاندیدایتــان، بــر ویژگی هــای شــخصیتی مثبتــی کــه فهرســت کرده ایــد تأکیــد کنیــد.

» با شور و اشتیاق و محکم صحبت کنید.

» به کاندیداهای دیگر حمله نکنید.

» سخنرانی تان را کوتاه نگه دارید.

» ســخنرانی تان را بــا نــام کاندیدایتــان و حرکتــی بــرای ایجــاد شــور و هیجــان بــه پایــان برســانید.

شوخ طبعی و خنداندن مخاطب

سخنرانی تبلیغاتی و انتخاباتی 2 – از آنجائــی کــه در هــر مراســم ســخنرانی ممکــن اســت ســخنران از مطالــب خنــده آور اســتفاده کــرده و بــا شــوخ طبعی خــود بخواهــد کــه مخاطــب را جــذب نمایــد؛ و چــون ایــن موضــوع مهمــی در هنــگام ارائــه ســخنرانی اســت، لازم اســت کــه در ایــن خصــوص توضیحاتــی داده شــود.

بذله گویــی در هنــگام ســخنرانی هــم ســازنده اســت و هــم مخــرب. ســازنده اســت بــرای اینکــه حالــت دفاعــی مخاطــب را در برابــر حرف هــای جــدی ســخنران می شــکند؛ امــا اگــر به جــا و مناســب حــال نباشــد و مخاطــب را بــه پیــام جــدی ســخنرانی نزدیــک نکنــد، مخــرب اســت.

شــوخی یــا لطیفــه بایــد به جــا و مناســبِ حــال و با ظرافــت انجــام شــود. بهتریــن راه ایــن اســت کــه ســخنرانی خــود را بــا بذلــه و داســتان خنــده دار بیامیزیــد تــا توجــه مخاطبــان بــه شــما جلــب شــود. شــوخی و بذله گویــی نبایــد تنــش زا باشــد. بهتریــن لطیفــه آن اســت کــه از موضــوع، موقعیــت و فضــای مجلــس ســر بــرآورد. اگــر زورکــی ادا شــود، نمی گیــرد. شــوخی طولانــی کــه بــه لفــظ قلــم ادا شــود، خنــده دار نمی شــود.

وسوسه سخنرانان تازه کار

ســخنرانان تــازه کار وسوســه می شــوند کــه از همــان اول از در شــوخی و بذله گویــی درآینــد. تصــور می کننــد کــه شــوخی هــر چــه باشــد، توفیــق مــی آورد.

اشــتباه نشــود. شــوخی مناســب، ســخنرانی را می آرایــد و دل مخاطــب را بــه چنگ مــی آورد؛ امــا شــوخی و لطیفــه، شمشــیری دو دم لبــه اســت کــه می توانــد تــوی ذوق هــم بزنــد. شــوخی بایــد از چهــار قاعــده ی زیــر پیــروی کنــد. شــوخی هرچنــد هــم مورد پســندتان باشــد، اگــر از قالــب ایــن چهــار قاعــده خــارج باشــد، از خیــر آن بگذریــد. ایــن چهــار قاعــده عبارت انــد از:

1. شوخی باید به موضوع سخنرانی مربوط باشد.

2. باید نو و تازه باشد، نه کهنه و تکراری.

3. شوخی باید کوتاه، بامعنی به جا باشد، نه کلی و بی سروته.

4. باید گفتن آن برای سخنران و شنیدن آن برای مخاطب راحت باشد.

هفت راه ساده برای خنداندن حضار

۱ – لطیفه را از بستر تجربه های زندگی استخراج کنید.

حقیقت از افسانه عجیب تر نیست، اما غالباً خنده دارتر است و ملموس تر.

۲ – تشبیهات خنده دار به کار ببرید.

مطلبی که در لفاف تشبیه بیان شود، جان می گیرد.

۳ – نقل قول های خنده آور و فکاهی به کار برید.

توجه داشته باشید که نقل قول از سخنان مشاهیر کارآمدتر است.

۴ – از بداهه گویی غافل نشوید.

می توانید لطیفه ای را پیشاپیش بسازید، اما به کسی نگویید!

۵ – با کلمات بازی کنید.

عبارتــی ادیبانــه یــا تــوأم بــا ایهــام می توانــد تلخــی هــر پیــام جــدی را بگیــرد و پیــام را در خاطره هــا نگــه دارد.

۶ – لحن صدای خود را تغییر دهید.

بــدن هــم بــه آهنــگ لحــن و کلام بــه رقــص می آیــد. اوج مناســب صــدا، مکث هــا و تغییــر آهنــگ صــدا، مطلــب خنــده دار را خنده دارتــر می کنــد.

۷ – از چهره و اندام های بدن کمک بگیرید.

چهــره و اندام هــای بــدنِ ســخنران نیــز نقشــی ایفــا می کننــد. شــانه بــالا انداختــن به موقــع، آوردن اخمــی بــر ابــرو یــا گردنــی راســت و برافراشــته، یــا نیشــخندی کنایه آمیــز، می تواننــد شــوخی یــا لطیفــه را جذاب تــر نماینــد.

در زندگــی روزانــه مــا اتفاقــات خنــده دار فــراوان اســت. اگــر بیشــتر توجــه کنیــم. روزنامــه بخوانیــم و بــه اخبــار گــوش دهیــم، همیشــه دســت مــا پــر خواهــد بــود. اگــر هفتــه ای چنــد دقیقــه را صــرف یادداشــت چیزهایــی خنــده دار بکنیــد کــه دور برتــان اتفــاق می افتــد، یــا مطلــب خنــده آور مطبوعــات را ببریــد و گــرد آوریــد، همیشــه چیــزی در چنتــه خواهیــد داشــت کــه دیگــران را بخندانیــد.

بــرای یادداشــت چیزهــای خنــده دار، دفترچــه ای دم دســت داشــته باشــید.دفترچــه را برحســب مقــولات مختلــف، تقســیم کنیــد. مثلاً بــه بخش هــای حیوانــات، هنــر، کســب وکار، کــودکان، علایــق جامعــه ی محلــی، آموزش وپــرورش، حــوادث غیر مترقبــه، ازدواج هــا، فیلم هــا، پزشــکی، موســیقی، سیاســت، مذهــب، علــوم، ورزش، ســفر و تلویزیــون تقســیم کنیــد. سال به سال هــم آن را مــرور کنیــد و مطالــب کهنــه یــا تکــراری را حــذف کنیــد. بدیــن ترتیــب، گنجینــه ای از شــوخی ها و لطیفه هــا و داســتان های شــنیدنی را در اختیــار خواهیــد داشــت کــه همیشــه بــه کارتــان خواهــد آمــد.

نمونــه: بیــان یــک مطلــب جــدی در لفــاف شــوخی از شــما خواســته اند کــه بــرای کارمنــدان اداره ی خــود در تــالار کنفرانــس اداره دربــاره ی فرصــت برابــر صحبــت کنیــد. می دانیــد کــه در همــان گام اول بایــد بــه شــنوندگان خــود بقبولانیــد کــه همــه ی مــا نوعــی پیــش داوری داریــم. آنچــه هســت ایــن اســت کــه بعضــی از مــا متوجــه آن نیســتیم. آنچــه خواهیــد گفــت، می توانــد چیــزی نظیــر ایــن باشــد:

شــب پیــش در ســر میــز شــام بــه همســرم، (نــام همســر) گفتــم کــه امــروز دربــاره ی فرصــت برابــر بحــث و گفت وگــو خواهیــم کــرد. گفتــم کــه بــه توجــه بــه حساســیت موضــوع چــه خــوب اســت کــه خــود مــن پیــش داوری نــدارم.

(نــام همســر) چنگالش را زمیــن گذاشــت، چشــم خــود را بــه چشــم من دوخــت و زد زیــر خنــده! وقتــی پرســیدم چــرا می خنــدد، کلــی از نقطه هــای ضعــف، عادت هــای غریــب و پیش داوری هایــی را کــه در طــول (تعــداد ســال) ســال زندگــی مشــترک در مــن دیــده بــود، برشــمرد. مــا را می گوییــد، اندکــی خیــط شــدیم! (نــام همســر) طــوری حــرف می زنــد کــه بــه آدم برنمی خــورد؛ امــا حرف هایــش باعــث شــد کــه چشــم هایم را بازکنــم. خیلــی از ماهــا چنــان عمــل می کنیــم کــه گویــی پیــش داوری، مســئله ی دیگــران اســت. غالباً تصــور می کنیــم کــه پیــش داوری چیــزی اســت کــه دیگــران دارنــد؛ مــا نداریــم.

ســعی کــردم (نــام همســر) را قانــع کنــم؛ امــا آنچــه گفتــم بــه گــوش او فرونرفــت. مــن عصبانی و عصبانی تــر شــدم؛ و متأســفانه کــه صدایــم را بلنــد کــردم. ســرانجام (نــام همســر) پیــش داوری را برایــم تعریــف کــرد و مــن تســلیم شــدم؛

(نــام شــوهر)! فــرق پیــش داوری بــا اعتقــاد ایــن اســت کــه می تــوان اعتقــاد را بــه بحــث گذاشــت و از کــوره هــم درنرفــت. ایــن محــک خوبــی اســت و متأســفانه اکثــر مــا در ایــن یــا آن موضــوع اشــتباه می کنیــم. مســئله ایــن نیســت کــه بپرســیم: «آیــا مــن دچــار پیــش داوری هســتم یــا نــه؟» مســئله ایــن اســت کــه: «ایــن درد را چگونــه درمــان کنیــم؟»

سخنرانی تبلیغاتی و انتخاباتی 2

سخنرانی تبلیغاتی و انتخاباتی 2

جهت دریافت نسخه چاپی کتاب سخنرانی ویژه مراسم لطفاً بر روی تصویر کلیک نمایید.

برای دریافت نسخه الکترونیکی کتاب سخنرانی ویژه مراسم لطفاً بر روی لینک زیر کلیک نمایید.

جهت دریافت نسخه الکترونیکی

اشتراک این صفحه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *