معجزه کلام

معجزه کلام

معجزه کلام

معجزه کلام ؛ آیا تاکنون تحت تأثیر کلام کسی قرارگرفته‌اید؟ آیا هنوز کلام افرادی را که بر شما اثر داشته است را به خاطر می‌آورید؟ افرادی مثل پیامبر اعظم (ص)، حضرت علی (ع)، گاندی، مولانا، استیوجابز، چرچیل یا گاهی یک دوست، همسایه، همکار و رئیس

سخن گاندی

این سخن گاندی را که می‌گوید؛ «اول تو را نادیده می‌گیرند، بعد به تو می‌خندند، سپس با تو می‌جنگند، آنگاه تو پیروز خواهی شد.» را در نظر بگیرید؛

گاندی با این کلام پرنفوذ خود نه‌فقط من و شما، بلکه ملتی را تحت تأثیر قرارداد و حتی بعد از مرگش هم هنوز سخنانش دیگران را تکان می‌دهد.

روانشناسان معتقدند که حتی با کلمات و طرز بیان، می‌توان دل‌سنگ را آب کرد. طرز بیان و نوع سخن گفتن به‌شدت می‌تواند معجزه بیافریند.

آیا کلماتی که به کار می‌برید، سازنده‌اند یا نابودکننده؟ برای اینکه تأثیر شگفت‌انگیز کلمات را در تغییر روحیه دریابید این بار که خواستید به بیان احساسات خود بپردازند، آگاهانه در انتخاب کلمات، دقت کنید.  برداشت و احساس ما نسبت به هر چیز بسته به معنایی است که به آن چیز می‌دهیم.

معجزه کلام – داستانی از آنتونی رابینز

سال‌ها پیش، کشفی کردم که برای همیشه بر زندگی من اثر گذاشت. در یک جلسه اداری، با دو نفر از همکاران نشسته بودیم که خبر بدی به ما رسید. شدت احساسات هر یک از ما نسبت به آن خبر متفاوت بود. مهم‌تر آن‌که هر یک از ما، احساسش را با کلمه متفاوتی بیان می‌کرد. من می‌گفتم (خشمگینم) دومی می‌گفت (آزرده‌ام) و سومی اظهار می‌کرد (ناراحتم(.

یادم است که کلمه (ناراحت) برای بیان چنان وضعیتی، در نظر من بسیار احمقانه جلوه می‌کرد. من ناراحت نبودم و جالب این‌که نه چنین احساسی داشتم و نه برای بیان آن از چنان کلمه‌ای استفاده می‌کردم. با خود فکر کردم اگر نوع کلماتی را که به کار می‌بریم تغییر دهیم، آیا در الگوی عاطفی ما نیز تغییر ایجاد می‌شود؟

با خودم عهد کردم که به مدت ده روز، هرگاه از جا درفتم، به‌جای کلمات (خشم و عصبانیت) از کلمات (آزردگی و ناراحتی) استفاده کنم. نتیجه برایم تعجب‌آور بود. فقط با تغییر کلمه‌ای که عادتاٌ به کار می‌بردم شدت احساس منفی من کاهش یافت. گفتن این جمله که (این موضوع مرا می‌رنجاند) به‌کلی الگوی قبلی مرا در هم‌ریخت.

یکی از کلماتی را که به‌طورمعمول برای بیان احساسات منفی خود به کار می‌برید انتخاب کنید، آنگاه کلمه دیگری را به‌جای آن بگذارید که الگوی قبلی را در هم بریزد و یا دست‌کم شدت احساس را کم کند.

هنگامی‌که برای بیان حالتی از کلمات تازه و غیرمعمول استفاده می‌کنید برچسب تازه‌ای به آن حالت می‌زنید و نه‌فقط ازنظر عقلانی، بلکه ازنظر عاطفی و احساسی دگرگون می‌شوید.

این معجزه کلام است که بلافاصله موجب تغییر عواطف و یا کاهش و افزایش شدت احساسات می‌شوند.

چه کلماتی تأثیر نیرومندتری بر شما دارند؟ کلمات نوازشگر؟ تحسین‌آمیز؟ اعجاب‌آور؟ اغراق‌آمیز؟

این بار که در مرکز توجه جمعی قرار گرفتید و میزان آدرنالین خونتان بالا رفت نام آن را هیجان بگذارید نه ترس. زمانی که قصد سخنرانی یا صحبت کردن در جمعی رادارید، به‌جای آنکه بگویید ترس دارم، بگویید این هیجان و شوقی است که در من برای اجرای سخنرانی وجود دارد. مرا از حوزه توانمندی‌های فعلی‌ام خارج می‌کند و به مدار بالاتری سوق خواهد داد.

«استفاده از کلمات معجزه‌گر نه‌تنها به رفع الگوهای رنج کمک می‌کند، بلکه می‌تواند میزان لذت را نیز افزایش دهد نه‌فقط کلمات، تأثیری نیرومند بر عواطف ما دارند بلکه مجموعه‌های خاصی از لغات (که آن‌ها را به‌عنوان تمثیل بکار می‌بریم.) تأثیری خارق‌العاده و جادویی دارند.

مثلان ممکن است بگویید (از دست فلانی عصبانی هستم.) یا بگویید (فلانی از پشت به من خنجر زد.) کدام‌یک از این دو بیان قوی‌تر است؟ مسلم است که احساس خنجری که از پشت بزنند، اثری عمیق دارد. معمولاٌ تمثیل‌های ما بسیار قوی‌تر از واقعیت هستند.

ما هم باید سعی کنیم از معجزه کلام استفاده کنیم و در موقعیت کنونی که روابط اجتماعی و نوع بیان  به‌شدت در زندگی ما تأثیرگذار هستند با به‌کارگیری کلمات مناسب وبیانی مطلوب روابطمان با دیگران را بهبود بخشیده و آرامش را برای زندگی‌مان به ارمغان آوریم.

کلام تو عصای معجزه‌گر توست!

فلورانس اسکاول شین در کتاب چهار اثر اسکاول شین می‌گوید: زندگی و مرگ در قدرت زبان است.
ما با کلامی که بر زبان می‌آوریم، قوانینی را به خودمان جذب می‌کنیم. قانون شکست یا قانون موفقیت. یعنی کلام ما، درست مثل فکری که به باور تبدیل می‌شود، وارد ضمیر ناخودآگاه ما می‌شود و خلق می‌گردد.
فکر و گفتار باهم در ارتباط مستقیم هستند. یعنی همان‌طور که با ذهنمان، به غول درونمان دستور می‌دهیم که برایمان جی بسازد، همان‌طور هم با کلاممان این کار را می‌کنیم. درواقع بهتر است بگوییم؛ فکرهای ما گفتاری هستند یا به‌صورت تصویر ذهنی. غول در مورد کلام ما همان رفتاری را در پیش می گیردکه در مقابل فکرمان.

چند مثال

مثلاً” اگر من چند بار که وسایلم رو گم کردم بگویم، من همیشه همهٔ چیزهایی را که دوست دارم، از دست می‌دهم! با تکرار این حرف، آن تبدیل به یک باور می‌شود. باور هم خودش از همین فکرهای کوچک و بزرگ در مورد موضوعی خاص ساخته می‌شود که به کرات در ذهن یا به‌صورت گفتاری بیان می‌شود.
غول بی‌شعور (ضمیر ناخودآگاه) که عادت دارد هر چیزی رو که می‌شنود، به‌صورت کلی و همه‌جانبه، به همه‌چیز تعمیمش دهد، آن را این‌طوری معنی می‌کند؛ که من باید همهٔ چیزهای خوبی را که دوست دارم از دست بدم! عشق، پول، کار و …چون خودم این قانون رو خلق کردم و اعلامش کردم! غول کلمهٔ از دست دادن رو می‌فهمد، نه مفهوم واقعی آن را و آن را به از دست دادن همه‌چیز، تعمیم می‌دهد.

یا مثلاً  آگه ما یک لیوان آب از دستمان بیفتد و بشکند و به خودمان بگوییم؛ من آدم به‌دردبخوری نیستم! و بارها در مواقع مختلف، این اظهارنظر را دربارهٔ خودم داشته باشم، این فکر در اثر تکرار به باور تبدیل می‌شود. آن‌وقت، غول درون ما اصلاً، نمی‌فهمد که ما از روی عصبانیت حالا یک‌چیزی گفتیم! غول حرف ما را تأیید می‌کند! تو به درد هیچ کاری نمی‌خوری! یعنی آن کلمهٔ به درد هیچ کاری نخوردن را به همهٔ معانی کامل‌ترش تعمیم می‌دهد! بعد به ما می‌گوید، باشِ! از این به بعد، سر هر کاری بروید، آن کار به هم می‌خورد چون تو آدم به‌دردبخوری نیستی.

اما نگران نباشید! چون ما مراقبه می‌کنیم تا فکر و کلاممان را کنترل کنیم. بعلاوه، ما از همین قدرت جادویی ذهن نیمه هشیارمان استفاده می‌کنیم و چیزهای خوب خلق می‌کنیم. با کلمات مثبت و فکرهای مثبت…یعنی از عصای سحرآمیز کلاممان استفاده می‌کنیم و به غول درونمان می‌گوییم: ما همیشه خوش‌شانسیم! ما همیشه موفقیم! ما همیشه خوشبختیم! ما در امن الهی هستیم! ما همیشه چیزهایی را که دوست داریم به‌راحتی و از راه‌های عالی به دست می آوریم!

ما می توانیم، با یک حرکتِ عصای کلام خود، وضعیتی ناخوشایند رو از بین ببریم؛ یعنی به‌جای اندوه، شادمانی و به‌جای فقر، توانگری و به‌جای بیماری، تندرستی خلق کنیم.

شاد، تندرست، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید. علی پیشدار

اشتراک این صفحه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *