5 قانون مهم ثروت - استاد علی پیشدار

5 قانون مهم ثروت - استاد علی پیشدار

5 قانون مهم ثروت 

 

5 قانون مهم ثروت - استاد علی پیشدار

5 قانون مهم ثروت – استاد علی پیشدار

5 قانون مهم ثروت که آرکاد به فرزند خود نوماسیر می آموزد:

متن این مقاله مقداری طولانی است. شاید با توجه به کم حوصله گی ویا بعضن بی حوصلگی، برخی از افراد آنرا تا پایان مطالعه نکنند. امّا توصیه من به شما این است که حتمن این مقاله را تا آخر مطالعه نمایید. حتی به نظر من ارزش چندین بار خواندن را نیز دارد به نحوی که با هر بار خواندن، با مطالب و موضوعات بیشتری را در رابطه با زندگی مان آشنا خواهیم شد. می توانیم در هر جایی از روند و جریان زندگی که قرار داریم یک نگرش نو به زندگی و کسب و کار خود داشته باشیم. پس ارزشش را دارد که تا آخر آنرا مطالعه نماییم. همین الان شروع کنید. موفق تر باشید.

چگونه می توان در خرج کردن دست و دلباز بود و با این حال هر سال بر ثروتتان افزوده شود.

کتاب ثروتمندترین مرد بابل اثر جورج اس. کلاسون را حدود سه سال پیش مطالعه نمودم. بسیاری از مطالب آن را در زندگی به کار بستم و به یاری خداوند از مشکلات زیادی گذر کردم. امروز کتاب غول های کلاسک موفقیت اثر تام باتلر را بطور اتفاقی در جایی دیدم. من که به کتاب هایی از این دست به شدت علاقمند هستم بلافاصله آن را برداشتم و شروع به خواندن آن نمودم. در بخشی از کتاب، به خلاصه ای از کتاب ثروتمندترین مرد بابل اشاره کرده بود. پس از مطالعه این قسمت از کتاب مروری بر کارهای خود داشتم که آیا هنوز بر اساس توصیه های کتاب ثروتمندترین مرد بابل عمل می کنم یا خیر؟

باید اعتراف نمایم؛ که البته از انجام دادن برخی از توصیه های این کتاب غافل مانده بودم. به همین سبب تصیمم گرفتم نگاهی دوباره به  مطالب این کتاب نمایم و کارهایی که نیاز به بازنگری و بررسی بیشتر دارند و دچار گردوخاک زمانه شده اند را غبارروبی نمایم.

تصمیم بعدی ام این بود که مطالب این کتاب را با شما به اشتراک بگذارم. به شما اطمینان می دهیم با مطالعه این مقاله شما نیز به مانند من تلنگری دوباره به زندگی خود خواهید زد و حال و احوالتان و کسب و کارتان جان تازه ای خواهد گرفت.

روزمرگی باعث می شود، فراموش کنیم چه توانایی هایی برای انجام کارها داشتیم، چه قدر قدرتمندانه کارها را به پیش می بردیم و به مسائل چگونه نگاه می کردیم. این روزمرگی، گردوخاک زمانه را بر توانایی ها ما پوشانده است.

آنقدر درگیر مشکلات روزمره می شویم که از توانایی های خود غافل می شویم و فقط به فکر نقاط ضعف و بدبختی های خود هستیم. کمی صبر کنیم، ترمز دستی را بکشیم و یا بقول رضا صادقی خواننده محبوب و مشهور کشورمان و استان هرمزگان «وایستا دنیا، وایستا دنیا»- نگاهی به اطراف خود بیاندازیم از دور خود را نظاره گر باشیم به مانند تماشاگری که  از بالای سکوها بازی را مشاهده می کند یا فردی که از تلویزیون مسابقه ای را می بیند. خوشبختانه ما فیلم ضبط شده ی زندگی خود را در ذهنمان داریم به راحتی می توانیم آن را روی دور تند، کند و یا تکرار آن را مشاهده نماییم. بنابراین می توانیم به تمام جوانب زندگی خود دوباره بنگریم ویک بازنگری بر روند زندگی خود داشته باشیم. کجای کار هستیم؟ کجای زندگی هستیم؟ از جریان زندگی راضی هستیم یا خیر؟

در این مقاله قصد دارم تلنگری دوباره به خودمان بزنیم و با دیدی تازه و شاید هم همان قدیمی هایی که به دست فراموشی سپرده شده است، به زندگی نگاه کنیم. می توانیم از این مطالب در هر قسمتی از کسب و کار و زندگی خود بهره ببریم و ایده بگیریم.

ثروتمندترین مرد بابل

در بابل باستانی زمانی مرد ثروتمندی به نام آرکاد زندگی می کرد. او به خاطر ثروتش شهره ی خاص و عام بود. او در ضمن به سبب آزادگی اش شهرت داشت. مردی سخاوتمند و خیر بود. با خانواده اش سخاوت داشت. او در خرج کردن دست و دلباز بود و با این حال هر سال ثروتش افزوده می شد.

بابل زمانی ثروتمندترین کشورجهان بود. خانه های مجلل، قصرهای باشکوه و برج و باروی عظیم داشت. زمین کشاورزی حاصلخیز داشت، زمینی که قبلن بایر و لم یزرع بود و در نتیجه آبیاری سرسبز و حاصلخیز شده بود. اما همان طور که جورج کلاسون در بخش پایانی کتاب می نویسد، این شهر مهد امورمالی مدرن بود. در این شهر، پول وسیله ی مبادله بود و انواع و اقسام شیوه های قرض دادن و قرض گرفتن رواج داشت. حتی بردگان اگر کمی تلاش می کردند، می توانستند آزادی خود را بخرند.

موفقیت بابل به کلاسون الهام بخشید به حکایاتی اشاره کند که اصولشان برای خلق ثروت خدشه ناپذیر بود. ثروتمندترین مرد بابل یکی از این حکایات بود.

فرار از معمولی بودن – ثروتمندان از معمولی بودن بیزارند

در اولین داستان کتاب دو دوست- یکی سازنده کاری و دیگری موسیقیدان- به این فکر می کنند که زندگی کاری برایشان چه ارمغانی به همراه داشته است. آنها گرچه از داشتن همسر و فرزند راضی بودند، ولی برای تأمین معیشت زندگی خود تلاش می کردند و می خواستند بدانند کار دیگری هست که بتوانند بکنند.

گفت و گوی آن ها به مردی می کشد که با او بزرگ شده بودند و حالا ثروتمندترین مرد بابل بود. اسمش آرکاد است. آن ها تصمیم می گیرند به ملاقات آرکاد بروند و حرف هایش گوش بدهند. آنها از آرکاد می پرسند دست تقدیر چگونه بازی کرد که او را به ثروت رسید. آرکاد بلافاصله حرف آن ها را مبتنی بر اینکه تقدیر توانسته او را ثروتمند کند، رد می کند. او می گوید شما فقیر باقی مانده اید به این دلیل که قوانین حاکم بر ثروت اندوزی را رعایت نکرده اید و یا آن ها را نیاموخته اید.

در حالی که آرکاد هنوز یک پسر بچه بود، متوجه شده بود که ثروت حتی اگر باعث خوشبختی نشود، بر کیفیت زندگی می افزاید. ثروت به شما امکان می دهد که خانه تان را به خوبی  مبله کنید، لباس های خوب بپوشید، سفرهای گوناگون داشته باشید ویا غذاهای عالی و متنوع تهیه نمایید. او تصمیم گرفت که قرار نیست که فقیر باشد.

او به این نتیجه رسید که قرار نیست به او ارثی برسد، بنابراین باید تلاش کند تا درباره ی راه های ثروتمند شدن مطالعه نماید. او به کار کاتبی پرداخت و همه روزه ساعت های متوالی کار می کرد و مطالب را بر لوحه های گلی می نوشت. یکی از روزها پس از آنکه چندین ساعت روی یک نوشته کار کرده بود، از مشتری ای که وام دهنده ی پول و ثروتمند بود، پرسید که رمز پولدار شدنش در چیست؟

اول به خودت حقوق بده- هزینه های زندگی همه ی درآمد تو را می بلعد

آن مرد قبول کرد و صبح اول وقت رازش را با او در میان گذاشت.«باید بخشی از همه ی درآمدهایت را جمع کنی» آرکاد حیرت زده شد- مگر غیر از این است که هر پولی که در می آوری از آن خودت است؟ مرد در جوابش گفت هزینه های زندگی همه ی درآمد تو را می بلعد. در این شرایط تو برده ی کارت می شوی و مجبور می شوی برای آنکه امرار معاش کنی، کار کنی.

امّا اگر دست کم 10 درصد از درآمدت را در حسابی بگذاری و مشخص کمی که این پول برای خرج کردن نیست، به مرور این پول انباشته می شود و شروع به پول درآوردن برای شما می کند. در این زمان، مجبور نیستی که کار کنی. مهم نیست که با چه مبلغ کمی شروع می کنی. مهم این است که هر درآمدی را که نصیبت شد، بخشی از آن را در جایی پس انداز کنی و به عبارت دیگر به خودت بپردازی. دیری نمی گذرد که متوجه نمی شوی این مبلغ را از درآمدت هزینه نمی کنی.

پس از پشت سرگذاشتن موانع و مشکلات اولیه، پس انداز آرکاد به سطح قابل توجهی رسید. این موفقیت مرد صراف را خوشحال کرد، به طوری که از مرد جوان خواست بخشی از املاک و موال بسیار زیاد او را مدیریت کند و کمی بعد او در منافع با مرد صراف سهیم شد.

امّا درسی که در اینجا می گیریم:

کسانی که قوانین حاکم بر پولدارشدن را می شناسند، یکدیگر را پیدا می کنند. با این حال، صراف به آرکاد نمی گوید که بیش از اندازه خساست نشان دهد. او به آرکاد توصیه می کند  از زندگی استفاده کند و روزهای خوشی داشته باشد، مشروط بر اینکه پس اندازش مرتب بیشتر شود.

علم یا ثروت؟

اگر امکان انتخاب داشتید که میان علم و ثروت یکی را انتخاب کنید، کدام را انتخاب می کردید؟ در آخر کتاب به آرکاد ثروتمند برمی خوریم که پسرش نوماسیر، بزرگ شده و حالا آماده است که ثروت پدر را نصیب خود کند. امّا پدر به پسرش می گوید که اول باید به سراغ دنیا برود و راه پول در آوردن را پیدا کند.

5 قانون مهم ثروت که آرکاد به فرزند خود نوماسیر می آموزد

پدر به پسرش سه کیسه طلا و یک لوح گلی می دهید که 5 قانون ثروت را روی آن حک کرده است. جای تعجب نیست که نوماسیر توجهی به این پنج قانون نمی کند. او بخشی از پولش را صرف شرکت در شرط بندی روی اسب ها می کند و واضح است که بازنده می شود. بعد با بخش دیگری از پول با کسی که او را نمی شناسد مغازه ای می خرد و در اینجا هم ضرر می کند. حالا نوماسیر مأیوسانه به یاد لوح گلی می افتد.

این پنج قانون به شرح زیر است:

1-     پول به دست کسانی می رسد که پس انداز می کنند.

2-      پول نزد کسانی که سرمایه گذاری کنند چند برابر می شود.

3-     پول نزد کسانی می ماند که آن را در اختیار اشخاص مدبر می گذارند.

4-     پول وقتی از دست می رود که در اموری که درباره اش اطلاع ندارید سرمایه گذاری می کنید.

5-     اگر بخواهید به سرعت پولدار شوید، پولتان را از دست خواهید داد.

نوماسیر که متوجه می شود قوانین را مخدوش کرده است، سعی می کند آن ها را عمیقاً بداند. می خواهد کسب درآمد کند و آن را عاقلانه سرمایه گذاری نماید. ده سال بعد، به سراغ پدرش می رود که در یک ضیافت شرکت کرده است. او سه کیسه طلا را روی میز می گذارد. یک کیسه برای بازپرداخت پولی که پدرش در ابتدا به او داده، و دو کیسه هم حاصل به کار بردن درایتی که قبلن روی لوح های گلی در اختیارش گذاشته بود. او خطاب به حضار می گوید:

بدون خرد و درایت، طلا به سرعت از دست می رود، اما با داشتن درایت، طلا نصیب کسانی که آن را ندارند، می شود.

ممکن است کسی که قوانین را نداند، پول بادآورده ای نصیبش شود، اما به احتمال زیاد به همین آسانی این پول به دست آمده از بین می رود. رعایت پنج قانون و قاعده نه تنها به شما کمک می کند تا کسب ثروت کنید، بلکه اگر این قوانین را به خوبی رعایت کنید از شما در برابر داشته هایتان حراست می کند.

در حد امکانات خود زندگی کنید.

یکی از پیام های مهم کتاب، به  خصوص برای عصری که بدهکاری فراوان داریم، این است که به غیر از اینکه اول به خودتان می پردازید، هم زمان با آن باید بدهی هایتان را پرداخت نمایید. با این حساب 10درصد به خودتان بپردازید(پس انداز کنید)-20درصد را صرف پرداخت بدهی های خود کنید و با بقیه زندگی کنید.

بسیاری از اشخاص از آن جهت پس انداز نمی کنند زیرا تحت تأثیر وزنه ی بدهکاری های خود هستند. اما وقتی ببینید که بخشی از درآمدتان خرج نمی شود، انگیزه پیدا می کنید که بر این پول بیفزایید. آن ده درصد را هرگز خرج نکنید.

با آنکه مسلم به نظر می رسد، ثروتمندترین مرد بابل آن را از آن جهت راهش را یافت که در حد امکانات و درآمد خود زندگی کرد. هر کسی می تواند با 80 یا 90درصد درآمد خود زندگی کند و ثروتمند شود.

کلام آخر

حکایت های این کتاب به خوانندگان پرشماری الهام بخشیده است که رفتاری مسئولانه داشته باشند. از جمله این اشخاص می توان به رابر کیوساکی نویسنده کتاب پرفروش«پدرثروتمند، پدرفقیر» اشاره کرد.

یکی از مهم ترین توصیه های این کتاب این است که برای ثروتمند شدن نباید روی درآمد حاصل از کارتان حساب کنید، بلکه باید از سود و بهره ای که ثروتتان نصیبتان می کند،  بهره بگیرید. باید پول برده شما شود، نه شما برده ی پول،. حتی اگر سنتان زیاد است، باز هم نباید ناامید شوید. اگر بخواهید، می توانید در شرایط بهتری قرار بگیرید.

ثروتمندترین مرد بابل از جمله کتاب هایی است که به پس انداز کردن، سرمایه گذاری نمودن، اخلاق کاری قدرتمند و نگرش خوش بینانه توجه دارد. اما چگونه می توان این نظرات را با نظرات معنوی تر آشتی داد؟ هم به دانش مالی نیاز دارید، هم باور داشتن به اصل فراوانی و تنعم. همه می دانند که حتی ثروتمندانی که پیوسته حرص می زنند آدم های خوشبختی نیستند. با آنکه دل بستن به خداوند برای رسیدن به ثروت می تواند بهره های فراوان داشته باشد، باید علم و اطلاع خود در زمینه های مالی را افزایش دهید. ایمان دانش هر دو شرط لازم ثروتمند شدن هستند.

همه می توانند از اصولی که منجر به ثروت می شود استفاده کنند، اما در این میان تنها معدودی از این اصول به سود خود استفاده می کنند. امیدوارم مطالب این مقاله جرقه ای را در ذهن ثروتمند شما خواننده ی گرامی روشن نماید و از آن دست افرادی باشید که از این اصول ثروت استفاده می کنید.

دعای پایانی

ثروت دنیا را پایانی نیست. دوست عزیز من شما هم با خواندن روزانه دعای پایانی ویدیوی زیر متن، زندگی و کسب و کار خود را تغییر بده. همانطور که من و افرادی که بدان عمل کرده اند و نتایج فوق العاده گرفته اند.

 

شاد، سربلند، خوشبخت، تندرست و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

سپاسگزارم – علی پیشدار- بندرعباس-

برای شرکت در دوره های آموزشی مجموعه آموزشی گنج نهان ایرانیان – دوره جامع آموزش سخنرانی و فن بیان در بندرعباس وسایر شهرستان ها تهران – میناب – قشم

 دوره جامع عزت نفس، خودباوری و اعتماد به نفس– کارگاه های آموزشی ارتباط مؤثر و کارگاه عملی کنفرانس و پایان نامه دانشجویی  با شماره های 07633511245- 09173631220 تماس حاصل فرمایید.

 

 

اشتراک این صفحه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *